تبليغاتX
دلنغمه های انتظار s
 

دلنغمه های انتظار

در این وبلاگ شعر ها و دوبیتی ها و... با مضامین انتظار و ظهور آقا امام زمان (عج ارابخوانید





انسیه موسویان

 

قبلگاه تمام ستاره ها

اینجا که شعر در کف نامردمان رهاست

موعودمن صدای تو عاشق ترین صداست

این جغدهای خفته که آواز شومشان

در ژرفنای تیره وخاموش شب رهاست

باورنمیکنندکه چشمان روشنت

دیریست قبله گاه تمام ستاره هاست

من میشناسمت دلغ مگین وخسته ات

بادردباغرورترک خورده آشناست

آی ای تو آن درخت کریمی که دستهات

دیریست آشیانه گرم پرنده هاست

آخر چگونه درگذربادهای تند

استاده ای که قامت سبز تو ناخداست

من از هجوم دشنه شب زخم خورده ام

پس مرهم نگاه اهورایی ات کجاست
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385;ساعت 22:20;  توسط رضا منصور نژاد ; 
سخنی صمیمی

 

 

بسیارند کسانیکه در انتظار خطی و خالی از نازنین نگار خویشند تا بر طاقچه دل دردمند خویش گذارند و ذوق و شوقی ایجاد کنند و حیاط و ممات را انگیزه ای بخشند و شهابی گردند بر اهداف والای انسانیت و نیک میدانند که عشق منتهی علیه نیکی مطلق است و در برگیرنده همه خوبیها ، چون ژاله ای است بر گوشه ی چشم هستی ،که گاه حلاج گونه بر دار شود و یاچون عین القضات شمع آجین، گاه در هیئت عطار است و گه بر حنجره بلال ، او مجنون صفتی است که چله نشین عشق گرددو رنج سی ساله قلم را بر صفحه زبان پارسی ریزد ، تیری است بر چله ی کمان غیرت آرش تا پاس دارد کیان فرهاد وشان را و بسوزد دل تیره شیطان صفتان را .آری عشق ندای بی قراری قاریی است بر منبر حق ، چهچه ی هزاری است بر شهادت لاله وشان دشت سرخ شرافت ، عصاره ای است بر فرق قلم مسئولیت تا حلقه ریسمان الهی... انتظار شیرینی است از صبح تا شامگاه هر أدینه روز.

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 22:56;  توسط رضا منصور نژاد ; 
حسین اسرافیلی

 

صدایت می کنم .....      

  صدایت می کنم ،عالم شمیم عود می گیرد

و چشمانم به یاد تو ،غمی مشهود می گیرد

شبی در خلوت لاحوتی روحم تجلی کن

که دارد شعر هایم رنگی از بدرود می گیرد

سواحل در سواحل ،خاک سرگرم گلفشانی است

که روزی رنگ بو از آن گل موعود می گیرد

در اشراق ترنم ها و آفاق تغزل ها

 زمین را نغمة جادویی داود می گیرد

هلا ای قدسی سرچشمة انفاس جالینوس

به دشت زخمهامان نقشی از بهبود می گیرد

ببین مولا ! به محض این که از عشق تو می گویم

جهان را،شوق یک فردای نا محدود می گیرد

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 13:27;  توسط رضا منصور نژاد ; 
حسین اسرافیلی
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

تمام جاده را رفتم .... 

 

به دنبال تو می گردم نمی یابم نشانت را

بگو باید کجا جویم تمام کهکشانت را ؟

تمام جاده را رفتم غباری از سواری نیست

بیابان تا بیابان جسته ام رد نشانت را

کهن شد انتظار اما به شوق تازه بال افشان

تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را

کرامت گر کنی این قطرة ناچیز را شاید

که چون ابری بگردم کوچه های آسمانت را

الا ای آخرین طوفان !بپیچ از شرق آدینه

که دریا بوسه بنشاند لب آتشفشانت را

 


| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 9:18;  توسط رضا منصور نژاد ; 
عبدالرحیم سعیدی راد
 

ظهور کن   

 از مقابل دلم ظهور کن

خاطرات رفته را مرور کن

باز هم بیا به ما سری بزن

خانه را پر از نشاط و شور کن

خوب من بیا و با حضور خود

شهر را دوباره غرق نور کن

از میان کوچه های قلب من

ای فرشته !باز هم عبور کن

من که روسیاه این قبیله ام

تو،به خاطرخدا ظهورکن

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 9:7;  توسط رضا منصور نژاد ; 
قیصر امین پور

آفتاب پنهان        

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای پنهانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانة چیست

شنیده ام که می آید کسی به میهمانی

کسی که سبز تر است از هزار بار بهار

کسی؟،شگفت کسی ،آن چنان که می دانی

کسی که نقطة آغاز هر چه پرواز است

تویی که در سفر عشق،خط پایانی

تویی بهانة آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است توفانی

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 8:59;  توسط رضا منصور نژاد ; 
شعره خوب چاپ نشد گفتم دوباره بزارم

آن سوی اقیانوس ها محمد حسین انصاری نژاد

سوار موج می آیی تو در اوج پریشانی

تبسم می کنی خورشید را از شرق پیشانی

سواری نیمه شب از شیهه اسب سفیدت گفت

پس از آن جاده ماند و انتظار چشم بارانی

تو ربا آنسوی اقیانوس ها توفان در انگشت است

در آن هنگامة روشن چو نفخ سور می مانی

چنان لبریزم از اشک شوق تماشایت که می خواهم

مرا نذر نگاه شرقی ات هر شب بسوزانی

مشو پنهان به پشت ابر ها پاییز را بنگر

و گلها را که میمیرند با دستی زمستانی

تبار سبز پوشان را چه خشم آگین درو کردند

ببار ای دست سرخ انتقام ای قهر توفانی!

**

صدای سم اسبی پشت دیوار بلند شهر !

سپیداران ،چناران،بی قرار لاله افشانی

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385;ساعت 0:11;  توسط رضا منصور نژاد ; 
سراغاز کلام

 

 

سلام ای نور دیده

سلام ای عشق پنهان

سلام ای آرزوی ما

آیا میشود روزی چشم ما به جمال روی شما آرامش گیرد

آیا میشود روزی نجواهای خودمان را برای شما بازگو کنیم

آیا میشود اجابت ما ندای شما باشد

آیا ما لیاقت همراهی شما و عاشق شدن شما را داریم

ای مهدی جان برای فرجت هر روز دعا می کنیم

آمین

*************************************

عشق تو آرام می کند این دل آشوب زده را

سلام بر گل رویت که جهانی در انتظار وصل تو می باشد

سلام بر عدالت تو که بی آلایش ترین عدالتهاست

سلام بر عشقت که بی پروا ترین عشقهاست

سلام بر جمالت که دیدنش نه نیاز به خورشید دارد و نه نور ماه

برای دیدن و وصل تو سر زپا نمی شناسم

که تو تنها کسی هستی که آرامش میدهد نام و یاد تو

آن سوی اقیانوس ها محمد حسین انصاری نژاد

سوار موج می آیی تو در اوج پریشانی

تبسم می کنی خورشید را از شرق پیشانی

سواری نیمه شب از شیهه اسب سفیدت گفت

پس از آن جاده ماند و انتظار چشم بارانی

تو را آنسوی اقیانوس ها توفان در انگشت است

در آن هنگامة روشن چو نفخ سور می مانی

چنان لبریزم از اشک شوق تماشایت که می خواهم

مرا نذر نگاه شرقی ات هر شب بسوزانی

مشو پنهان به پشت ابر ها پاییز را بنگر

و گلها را که میمیرند با دستی زمستانی

تبار سبز پوشان را چه خشم آگین درو کردند

ببار ای دست سرخ انتقام ای قهر توفانی!

**

صدای سم اسبی پشت دیوار بلند شهر !

سپیداران ،چناران،بی قرار لاله افشانی

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385;ساعت 23:38;  توسط رضا منصور نژاد ; 
سلام علیک دوستان همراه
اسلام علیک یا ابا صالح المهدی

منتظر اشعار انتظار باشید

)در حال طراحی(

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385;ساعت 17:11;  توسط رضا منصور نژاد ;